راز عشق در این است که از یکدیگر
انتظارات بیجا نداشته باشید ، زیرا
نقص همواره جزء جدانشدنی بشر است.
ذهنت را بر ارزش هایی منمرکز کن ،
که شما را به یکدیگر نزدیک تر می کند ،
نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد.

رازسکوت پنهان

ده قدم که برداري از زمان خارج مي شوي
ده قدم که برداري از امپراطوري ماه و خورشيد بيرون مي شوي
ده قدم تنها ده قدم که برداري
نه همهمهي صدايي، نه تعجبي
ده قدم که برداري ديگر گذشته اي نمي ماند
ده قدم که برداري يا صد قدم يا هزار قدم فرقي نمي کند
هنوز در قلب مني و هر کجا که بروي
هرگز از قلب من بيرون نخواهي رفت...
وبعد از این همه طوفان و وهم و پرسشتردید:
کسی از پشت پنجره آرام و زیبا گفت:
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم.
اگه چشمات پرسیدند: بگو ندیدیش
اگه گوشات پرسید: بگو نشنیدیش
اگه دستت لرزید: بگو از سرماست
اگه پاهات لرزید بگو از خشکیست
ولی اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو

چشای منتظر به پیچ جاده 
دلهره های دل و پاک وساده 
پنجره باز و غروب پاییز 
نم نم بارون تو خیابون خیس 
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه 
سهم من ازبا تو بودن غم تلخ غروبه 
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاری ، جز اون چیزی نمونده 
تو زن کوچه های آشنایی پر شده از پاییز تن طلایی 
تو نیستی و وجودم و گرفته 
شاخه خشک پیچک تنهایی 
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه
سهم من ازبا تو بودن غم تلخ غروبه 
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده 
برام یه یادگاری ، جز اون چیزی نمونده